شمس الدين احمد

115

خزائن الملوك ( فارسى )

و اين غير طبعى يا از فضلهء اخلاط غير طبعى باشد و يا از انفصال جرم اعضا پس اگر برنگ سرخ و اشقر و بقوام كرسنى و قشورى لحمى بود از جگر و كليه و احتراق خون در جگر مىباشد و سرخ مثل عندم از سوء نضج امراض خون هم بود و اشقر از حدت مرهء صفرا و اگر برنگ سفيد و كمد و بقوام صفائحى و نخالى و دشيشى بود از مثانه و از ذوبان اعضاى اصلى باشد و اگر برنگ اسود بود از احتراق خون طحال باشد و شيخ گفته كه رسوب اسود كه پس از قنوت بسواد گرايد سيّما بعد سقوط قوت و سوء تنفس دال بر موت باشد و رسوب اسود كه بعد از كمودت بظهور آيد و در مرض سوداوى بود دال بر نضج محمود و انقضاى مرض باشد و بقراط گفته كه هرگاه ثفل راسب در بول شبيه باجزاى كبار سويق بود ردى باشد و هرچه شبيه بصفائح و يا رقيق ابيض باشد از ان ردى بود و آنچه شبيه بنخاله باشد از وى ردى بود و شيخ الرئيس گفته كه رسوب صفائحى شبيه به توريق دال بود بر تقطيع و تخريق و سويقى دال بود بر انجرا و عروق و نخالى منتن دال بود بر قروح مثانه و قرشى گفته كه رسوب دشيشى و سويقى از رطوبات غليظه كه طبيعت بر نضج آنها اقتدار نيافته باشد و آنها را منقطع كرده دفع ساخته باشد نيز حادث مىشود لهذا از صفائحى قليل الرداءة بود و قال البقراط من كان له حمى و كان يرسب فى بوله شئ شبيه بالسويق الجريش فذلك يدل على ان مرضه يطول و رسوب دسمى از ذوبان شحم و سمين باشد و گاه مىباشد از اندفاع فضلهء دسميه و مدى از انفجار ورم و قروح آلات بول و مخاطى از خلط غليظ و رسوب مخاطى كثير المقدار در آخر اوجاع مفاصل و نقرس دليل خير باشد و رسوب رملى اگر سرخ بود از گرده باشد و اگر زرد يا سفيد باشد از مثانه و مقدمهء حصاة باشد يا از تفتت حصاة و رمادى اكثر از غلبهء بلغم و از سبب طول مكث مده باشد و گاهى از احتراق مده بود و شعرى از رطوبت لزجه و خميرى از متناولات غليظه چون شير و جغرات و پنير و يا از ضعف معده و سوء هضم و علقى دموى اكثر از تفرق اتصال قضيب بظهور آيد و اگر شديد الممازجت باشد دال بر ضعف كبد و جراحت مجارى بول بود اما رسوب غير طبعى بحسب مكان راسب آن اردءست پستر معلق پستر طافى يعنى طافى نسبت بمادون خود اسلم باشد و دال بود بر عدم نضج و گاه باشد در نحيفان كه برسوب محمود طافى يا معلق امراض ايشان منقضى شود و رسوب غير محمود مخصوص بمادهء بلغمى و سوداوى طافى را بهتر از معلق و راسب داشته‌اند و مخصوص بمادهء صفراوى بالعكس و بسيار باشد كه بول غليظ بود و رسوب اگرچه نضيج و متميز باشد ليكن بسبب غليظى بول بر آب بايستد خاصه كه اندك بود و كذلك بسيار بود كه بول رقيق باشد و رسوب اگرچه خام بود اما بسبب رقت بول راسب باشد پس طبيب را مراعات اين حالات